تصاویر ثابت هر روزه ای که می بینیم. فاجعه هایی که از فرط تکرار برای مان عادی شده اند. درختان محصور در میان دیوار های سیمانی، درختان سوخته، درختان قطع شده و کلاغی که در به در شده است.
این جا که فاجعه بی داد می کند. زمانی که فاجعه به امر عادی تبدیل گشته است. درختان را قطع می کند و جای آن ستون های سیمانی و تیر آهن می کارند. دشت ها سبز همه تبدیل به شهر های خاکستری می شوند تا انسان ها به جای آن که گرده های گل را تنفس کنند. سرب و کربن را تجربه کنند. دشت ها را جدول کشی کرده اند و خیابان ها ما را محاصره کرده اند.
روزگاری انسان در دشت در میان درختان زندگی می کرد. اما اکنون باید تکه های پاره پاره از نوستالژی گذشته را در خانه های به صورت گل خانه ای نگهداری کند و یا در فضای عمومی شهر این تکه های گم شده نوستالژی را به صورت کاریکاتوری زشت به اسم "پارک" در دل شهر نگاه دارد. در این جاست که انسان به جای آن که در بالای درخت به دنبال موز و انواع میوه ها بگردد در میان درختان پوسیده پارک قدیمی شهر به دنبال یک تکه 500 تومانی حشیش می گردد. این است فاجعه ای که تمدن آمرانه سرمایه داری برای ما آورده است.
در دشت ها انسان با معشوقه اش می دوید و وپ دور درخت ها می چرخید و بوسه ای را بر لبان او در پشت درخت می زد. الان این تصاویر را تنها در خانه های سیمانی که جای درختان سرسبز آن دشت از دست رفته را گرفته است، تنها در فیلم های هندی می توان دید که خود فاجعه ای چند برابر هستند.
درختان را قطع کرده اند که خانه بسازند. کلاغ ها را آواره کرده اید که انسان ها را ساکن کنید. روزی اما این کلاغ های شوم انتقام می گیرند آن زمانی که خبر شوم نابودی زندگی بشری را برای تان بیاورند. روزی که نه دشتی باقی مانده نه درختی تنها ستون های نیمه ویران خانه ها باقی
مانده است.
پ.ن: وقتی حرف دشت می شود اولین دشتی که به نظرم می آید " دشت خاوران" است. دشتی که تنها تکه ی کوچی از جنایت سرمایه دار در گوشه ای پرت افتاده از جهان است. امسال جمعه نیز در دشت خاوران گرد هم می اییم تا یاد آوریم بیداد تابستان گرم 67 را!
پ.ن: در راستای بازگشت به دوران طلایی وبلاگ نویسیم . دوباره قسمت بررسی ترانه ها رامی نویسم.
به نظر شما وقتی سیاوش قمیشی می خواند که : " هر گز نخواستم که به داشتن تو عادت بکنم" از زبان چه کسی و چه چیزی را می گوید:
1- بنی صدر_ دوره اول ریاست جمهوری
2- مسعود رجوی - رهبری شورای ملی مقاومت
23- ابراهیم یزدی - جبهه دموکراسی خواهی و حقوق بشر
4- مصطفی تاج زاده - سیاست ورزی فرهنگی
5- کروبی -دروازه بانی اصلاحات( توضیح لازم:ایشان به اندازه 200 غضنفر به دروازه اصلاح طلبان گل زده است)
6- مائویست های نپال - محاصره شهر ها از طریق روستا ها