روزمرگی های شهری
تجربیات زندگی روزمره شهری

چهارشنبه 31 مرداد 1386
you are not alone
شما دیگر تنها نیستید. کالا ها شما را محاصره کرده اند. هر کجا که باشید کالا همراه شماست.  زندگی شما محصور شده در میان کالاهاست. شما در لجن زار کالا ها گیر کرده اید و تا گردن در باتلاق نظم کالایی فرو رفتید و دارید دست و پا می زنی. درست در همین زمان است که "ویبره" ی موبایل تان به شما می فهماند که نه شما "هرگز تنها نیستید"!  "شما دیگر تنها نیستید" این شعاری است که برای تبلیغ موبایل هر روز می شنویم. باید با دقت به آن نظر کنیم. انگار ما پیش از اختراع موبایل" تنها" بوده ایم که این جا لزوم آوردن قید"دیگر" احساس شده است. مبتکر این شعار تبلیغاتی اما از منطق درست ابزاری و کالایی پیروی کرده است. چون در نظم کالایی در جایی که انسانیت خالی شده از معنا است و تبدیل گشته به کالا به واقع ما تنها شده ایم. دیگر روابط انسانی تبدیل به روابط نمادین و کالایی شده است . دیگر ما معشوقمان را نه درست در وسط یک چمن زار بزرگ سرسبز به صورت عینی و با لب ها واقعی مان نمی بوسیم بلکه در وسط شهر شلوغ و کثیف در زمانی که در شلوغی مترو در حال له شدن هستیم با یک اس ام اس و علامت " :* "   او را می بوسیم. این جاست که نماد ها جای نمود ها را می گیرند و کالا ها جای انسان ها. این جاست که تراژدی متولد می شود. تراژدی تنهایی! تراژدی آن جا تکوین می یابد که در خلوت ترین نقاط زندگی روزانه مان که تنها پناه گاه ماست برای تفکر آزاد و واقعی یعنی در "توالت" نیز دیگر تنها نیستیم صدای زنگ موبایل آرامش فرآیند خالی شدن ما را برهم میزند. آقایان و خانوم ها!  نگران نباشید. سرمایه داری و نظم کالایی هم واره به فکر آسایش و راحتی شماست. شما به مثابه ی کالا هایی که باید مصرف کنید و مصرف شوید دیگر تنها نیستید. موبایل ها همراه شما هستند. اس ام اس و بولوتوث ها شما را همراهی می کنند تا دیگر حس نوستالژی آن دشت بزرگ بی انتها و بی افق را فراموش کنید.ای کالا های در حال مصرف! ای کالاهایی که مصرف می کنید! بعد مصرف می شوید و در توالت ها خالی می شوید و تمام می شوید. این تراژدی تنهایی را درک کنید. چون به واقع تنها هستید که  به شما می گویند "دیگر تنها نیستید" چون اگر با هم بودید و نظم کالایی را دگرگون می کردید و جای گزینی انسانی را به جای آن می نهادید تا رد آن زمان با به اشتراک گذاردن "خود با دیگری" هم با جمع بودن و هم تنها بودن را به واقع درک می کردید. در آن زمان بود که رهایی فردیت خود را درست با در اجتماع بودن درک می کردید. آن زمان بود که با روندی دیالکتیکی بین فرد با جمع برخورد می کردید. آن زمان دیگر نیازی به این ارجیف نبود چون کالایی برای فروش نبود. چون کالایی نبود همه چیز برای رفع نیاز بود نه برای سود بیشتر!اما باز هم به شما اطمینان می دهم "دیگر تنها نیستید" پس بهتر است به جای خواندن این پست وبلاگ من بروید ببینید که آیا معشوق تان به شما اس ام اس زده و علامت   " :* " را برای تان فرستاده تا مطمئن شوید" دیگر تنها نیستید" 
نوشته شده توسط roozmaregi در ساعت 11:40
لینک مطلب | ارسال به دوستان | نظر (7) | ارسال نظر

{ صفحه قبل } { صفحه 4 از 16 } { صفحه بعد }


Powered By anzaliBlog.com