روز شنبه در حدود ظهر با یکی از دوستان بودیم که اس ام اس دعوت به شرکت به مراسمی با عنوان بررسی ادبیات روس با سخنرانی آقای خشایار دیهیمی به دستمان رسید. در اس ام اس آمده بود که از حضور شما و اوردن دوستان "همراه" خوشحال خواهیم شد.
گویا این مراسم به همت کانون "رها" در دانشکده پزشکی دانشگاه تهران برقرار گردیده بود. بنا به دعوت دوستان برگزار کننده ما نیز تصمیم گرفتیم به این مراسم برویم . مراسم ساعت 4 آغاز می شد ما حدود نیم ساعت دیر تر رسیدیم و متاسفانه چون محل برگزاری مراسم در گوشه ای پرت افتاده از دانشکده پزشکی دانشگاه تهران در زیر پله ای که کنج دیوار قرار داشت، بود دیر تر توانستیم در مراسم حضور یابیم. در نتیجه تنها موفق شدیم قسمت پایانی سخنان آقای دیهیمی را بشنویم. بحث جالبی بود برای من که چندان با ادبیات پیش از زمان استالین در روسیه آشنا نبودم.
اما نکته جالب نه متن خود مراسم کوچک و جم و جوری که با حضور 15 الی 16 نفر برگزار شد که حاشیه ی مراسم و برخورد برخی از دوستان حاضر در مراسم بود. در ابتدای حضور ما یک دانشجوی خانم که خود را معرفی هم نکرد و من هم بیش از این با ایشان آشنا نبودم با ادعای آن که این جا " انجمن من " است خواستار اخراج من از سالن شد. سالنی که حداکثر 15 الی 16 نفر در آن حضور داشتند و ده ها صندلی خالی بود. البته در مقابل درخواست من برای ارائه دلیل چیزی برای گفتن نداشتند در نتیجه من ترجیح دادم در مراسم بمانم چون مراسم عمومی بود و خود دعوت کنندگان اعلام کرده بودند از حضور ما "خوشحال" می شوند و بحث جالبی از طرف یکی از چهره های سرشناس روشنفکری "لیبرال" جامعه ی ما ارائه می شد.
بعد از مراسم اما برخورد ها ادامه داشت. در نهایت آقای "مهدی گرایلو" که دورادور با ایشان آشنا بودم و گویا خود را جز طیف دوستان فعال چپ رادیکال می دانند. با تمام این وجودهمچنان اما وضعیت مسئولیت ایشان در این کانون و مراسم برای من روشن نیست،دخالت کردند و با برخورد های خشن سعی داشت به من اعلام کند که در مراسم های دیگر این کانون دانشجویی که اقدام به برگزاری جلسات عمومی و آزاد می کند شرکت نکنم. من نیز بنا به درخواست یکی دو تن از دوستان بحث جدی با ایشان نداشتم و کلا سخنان شان را جدی نگرفتم و تنها با لبخند و خنده سعی در تلطیف فضا داشتم و تنها درخواستم این بود که دلایل خود را مکتوب و رسمی از طرف کانون برگزار کننده این مراسم و دیگر مراسمات به من ابلاغ کنند تا من بعد از بررسی آن تصمیم بگیرم که آیا شرکت بکنم یا نکنم؟ اما در نهایت همان خانمی که ادعای دبیری کانون را داشتند و جناب آقای گرایلو در حالت عصبی و به هم راه خشم و ناراحتی فراوان که من دلیل اش را متوجه نشدم. بنده را تهدید به دخالت حراست کردند و برای آوردن نیرو های حراست به داخل دفتر آنان واقع در درب شمالی دانشگاه تهران شدند. اما چون ما بیرون دانشگاه و در خیابان حضور داشتیم نیرو های حراست هیچ دخالتی انجام ندادند.
در کل مراسم جالبی بود. بنا به گفته ی جناب دیهمی "گوگول" یکی از نویسندگان قرن 19 روسیه یک کاریکاتوریست بوده که در نوشته هایش کاریکاتوری از جامعه روس را ارائه می داد. حاشیه ی جلسه نیز کاریکاتوری بود از فضای سیاسی که گفتمان استالینی درآن حاکم است. البته دوستانی که این رفتار ها را انجام می دهندنباید زیاد خوشحال باشند که آنان را با استالین مقایسه می کنیم بلکه آنان تنها کاریکاتور های دست چندم استالینیست های وطنی هستند.
البته جا دارد از دست اندرکاران این مراسم تشکر کنیم که این بستر را فراهم کردند که در کنج تالار شهید"عزلت" بتوانیم سخنان یکی از روشنفکران لیبرال را در یک سالن خالی و در سکوت کامل گوش دهیم. امید وارم وقت داشته باشم در جلسات عمومی دیگر این قبیل کانون ها و انجمن ها شرکت کنم .